کد مطلب : 64210 / تاریخ ثبت : 1399/12/26 14:41

جشن چهارشنبه سوری؛ تحفه ای از خورجین ایرانیان باستان

برخی از پژوهشگران، واژه «چهار» یا چار از چهار عنصر سازنده جهان یعنی «خاک» عنصر سازنده موجودات و «آب»عنصر حیات و «باد» عنصر حرکت یا دینامیک ذره تا «آتش» که مرحله آخر از رنگ سرخ تا سپید رنگ خدایان مهر واژهٔ «سور» در ترکیب «چهارشنبه‌سوری» را به‌معنای «جشن» می‌دانند

گردآورنده : مسیحا اقتداریان خبرنگار و گزارشگر شبکه خبری البرز(khabar31)
به بهانه چهارشنبه سوری آیینی که این روزها به جای جشن گرفتن و آرزوهای ریز ودرشت برای یکدیگر تبدیل به میدان کارزار شده و هراسی عمیق در دل مردم نشانده .
ایرانی که از دوران باستان روزهای غمی برای خود نداشت و آنچه که بود لحظه هایی شیرین و دعاهایی نیکو برای آنچه که خداوند برایشان رزق کرده و در خورجین زندگی مردمان این سرزمین نهاده . گاهشمار تاریخ مردمان ایران را مردمانی شاد و شکرگذارمی دانند که رنگ غم برایشان معنایی نداشت و دامن گلدار ذهنشان را بر هر سفره ای پهن می کردند تا از خوان شادی شان هر رهگذری شادمان و آرامش را ره توشه خود نماید.
واما مروری کامل بر آیین چهارشنبه سوری....


برخی از پژوهشگران، واژه «چهار» یا چار از چهار عنصر سازنده جهان یعنی «خاک» عنصر سازنده موجودات و «آب»عنصر حیات و «باد» عنصر حرکت یا دینامیک ذره تا «آتش» که مرحله آخر از رنگ سرخ تا سپید رنگ خدایان مهر واژهٔ «سور» در ترکیب «چهارشنبه‌سوری» را به‌معنای «جشن» می‌دانند؛
سور از ریشه شر و شور(شر یعنی سلامتی و شادی روح و جسم) در پارسی س و ش در زمانهای جابجا شده است لذا معنای آن یه شادی سلامتی عشق و فعالیت اجتمایی است در حالی که برخی دیگر از پژوهشگران واژهٔ «سور» را شکل دیگری از واژهٔ «سُرخ» می‌دانند و آن را برگرفته از سرخی آتش و به عنوان نمادی از سرخی چهره و سلامتی فرد به حساب می‌آورند.
 برخی شواهد و قراین موجود، مانند رواج تلفظ چارشمبه سُرخی در شهر اصفهان و استفاده از واژهٔ سور به‌جای سرخ در بسیاری از گویش‌های رایج در فلات ایران، صحت دیدگاه دوم را تقویت می‌نماید؛
شایان ذکر است دو واژهٔ سور و سُهر، که از نظر تلفظ شباهت زیادی به واژهٔ سرخ دارند، در گویش‌های پشتو، لری، بختیاری و کردی به معنای سرخ به کار می‌روند، مانند گل سوری به‌معنای گل سرخ یا سُهروَرد به معنای سنگ سرخ.
 این آیین به مذهب فراگیر ایرانی مهری که تا زمان ساسانی مذهب 80درصدی ایرانیان بوده و با آمدن ساسانیان که خود موبد زرتشتی بودند. این مذهب باستانی فراگیر از هند ،ایران و اروپا بود و متأسفانه در ایران ممنوع شد و حتی مراسم مخفیانه سخت انجام میگرفت برعکس زرتشتیان که آتش را ناآگاهانه مقدس میدانند اما در این آیین که توسط روحانیون مغان یا مگ تدریس میشد آتش سمبل حرکت ذره به جوهری است. این مذهب که ریشه عرفانی کامل و دقیقی دارد.لذا آتش سمبل چند گانه مراحل عرفان از انسان به عنوان عنصر خاک تا رسیدن به دینامیک (حرکت) و رسیدن به رنگ های آتش از زیر مجموعه سرخ تا رسیدن به زرد طلایی که که رنگ خدای میترا است.
نام‌های محلی این جشن عبارتند از: ((گول چارشَمبه (اردبیل)، گوله-گوله چارشمبه گیلان)، کوله چوارشمبه] (کردستان)، چوارشمبه-کول] (قروه)، و چارشمبه-سُرخی] (اصفهان)
پیشینه
به‌گفتهٔ ابراهیم پورداوود چهارشنبه‌سوری ریشه در گاهنبارِ هَمَسْپَتْمَدَم زرتشتیان و نیز جشن نزول فروهرها دارد که شش روز پیش از فرارسیدن نوروز برگزار می‌شد احتمال دیگر این است که چهارشنبه‌سوری بازمانده و شکل تحول‌یافته‌ای از جشن سده باشد، که احتمال بعیدی است
در قدیمی‌ترین اشاره به «شب سوری» در قرن چهارم در تاریخ بخارا اشاره‌ای به روز چهارشنبه نیست ولی از لفظ «عادت قدیم» استفاده شده‌است که نشان‌دهندهٔ پیشینهٔ این جشن است:
«و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنان‌که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای درگرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»
این فرض که برافروختن آتش در این روز بازماندهٔ سنت اعلان سال نو با آتش‌افروزی بر بام‌هاست و پریدن از آتش، یادمان عبور سیاوش از آتش است نیز مطرح بوده‌است. از سوی دیگر چون در برخی منابع از نحوست روز چهارشنبه سخن رفته، ممکن است ابداع چهارشنبه‌سوری یا تحول آن به صورت فعلی در قرون اولیهٔ اسلامی رخ داده باشد
همچنین گفته شده که چهارشنبه‌سوری به مناسبت بزرگداشت یاد قیام مختار ثقفی به خون‌خواهی حسین بن علی در ۶۶ هجری در کوفه بوده‌است که در روز چهارشنبه‌ای آغاز گردید و برای اعلان این قیام، یاران مختار بر پشت بام‌های خانه‌های خود آتش افروختند برخی مردم نیز عقیده دارند که برافروختن آتش به‌نشانهٔ پیروزی مختار بر قاتلان حسین بن علی است، اما این پیشینه توسط شواهد تاریخی تأیید نمی‌شودهمچنین گزارش شده‌است که ابومسلم خراسانی برای آغاز قیامش در خراسان، به پیروانش دستور داده‌بود تا بر پشت بام‌هایشان آتش روشن کنند. به‌گفتهٔ ابوریحان بیرونی، هرمزد یکم، شاهنشاه ساسانی، دستور داده‌بود در نوروز، مکان‌های مهم را با آتش پاکیزه کنند زیرا معتقد بود که عناصر ناسالم در هوا وجود دارند.
در عین حال، ریشه‌ای غیرآیینی برای چهارشنبه‌سوری نیز قابل بررسی است: برافروختن آتش که کاربردهای بهداشتی و خاصیت گندزدایی داشته، احتمالاً جزوی از برنامه‌های نظافت عمومی پیش از آغاز سال جدید بوده، به‌ویژه اینکه دور انداختن و شکستن کوزه‌های قدیمی و مصرف شده در طول سال نیز از رسوم رایج در چهارشنبه‌سوری بوده‌است. با وجود مشابهت‌های آداب و رسوم رایج در چهارشنبه‌سوری و جشنی به نام آخری چهارشنبهکه در آخرین چهارشنبهٔ ماه صفر از تقویم قمری به‌ویژه در هند و پاکستان برگزار می‌شود، بعید است‌که این جشن چنان‌که پنداشته شده‌است، دگردیسیِ چهارشنبه‌سوری در نتیجهٔ فشار و سخت‌گیری علمای متشرع بوده باشد، زیرا دست‌کم می‌دانیم که در روزگار اقتدار کامل علما و فقهای شیعه در عصر صفوی نیز این جشن به‌طور آشکار و عمومی برگزار می‌شده‌است و از این‌رو به نظر نمی‌رسد که این رسم هیچ‌گاه عملاً ممنوع گردیده باشد.[۱۳]
در آیین زرتشتی[
این جشن در نزد ایرانیان قبل از اسلام در روز خاصی انجام نمی‌گرفت البته باید متذکر شد آیین زرتشت آیین معدودی از ایران بود و آیین اکثریت مردم ایران آیین میترایی و یا مهر است و البته در زمان ساسانیان کلیه عبادتگاه ،مجسمه های میترا و آناهیتا تخریب وحتی قبر پادشاهان اشکانی و هخامنشیان که سمبل آریایی مهری داشت تخریب شد. ساسانیان خود روحانی زرتشتی بودن و با این رفتار باعث شکست مفتضحانه از تازیان بدلیل عدم مشارکت مردم در جنگ ها شدند ،چون مذهب در این حکومت آزاد نبود.
 معمولاً در اواخر زمستان در حالی که زمین در حال گرم شدن بود انجام می‌شد، ولی پس از اسلام و حمله تازیان این جشن به آخرین چهارشنبه سال موکول می‌شد؛ زیرا چهارشنبه در نزد اعراب و زردشتیان روزی نحس و شوم بود  چهارشنبه نزد عرب‌ها نحس نیست - از آنجا که عرب‌ها از نزدیکترین اقوام پیش از اسلام نزد ایرانیان بودند و حداقل هزار سال بخشی از ایران باستان بودند بسیاری از آداب و رسوم و عقاید شبیه به هم داشته‌اند و پیش از اسلام بسیاری از قبایل عربی چون بنی تمیم و بخش بزرگی از بنی وایل و طی و قضاعه و ایاد و انمار زرتشتی بودند و نام‌های ایرانی مانند دختنوس =دخترنوش - زراره - بسطام =ویستهم بسوس وسوار بین عرب‌های پیش از اسلام به فراوانی است --
کتایون مزداپور، نویسنده و پژوهشگر زرتشتی، دربارهٔ ارتباط چهارشنبه‌سوری با آیین زرتشتی چنین می‌نویسد:
جشن‌ها و آیین‌های ایرانی به همه ایرانیان تعلق داشته‌اند و دارند. بسیاری از آن‌ها به دوران پیش از مهاجرت آریاییان به این سرزمین بازمی‌گردند و خیلی از آن‌ها هرگز زرتشتی نبوده‌اند، مثل چهارشنبه سوری.
البته برخی از مخالفین دیدگاه فوق این شبهه را مطرح می‌کنند که اگر چنانچه چهارشنبه‌سوری را جشنی کهن و متعلق به دوران پیش از اسلام بدانیم، با دو مشکل مواجه خواهیم بود: اول اینکه ایرانیان قبل از اسلام، هفته نداشتند و هریک از روزهای ماه را به نامی می‌خواندند، دیگر اینکه بی‌احترامی به آتش و پریدن از روی آن با سنت زرتشتیان سازگار نیست. (البته در این باره چنین توضیحی نیز منطقی است که در همان نام روزها، نام روزهای یکم، هشتم، پانزدهم و بیست‌وسوم هر ماه نام خداوند است ـ اورمزد و دی ــ و از این رو آن که صورتِ نخستین هفته در آن هنگام وجود داشته و روزهای دست کشیدن از کار بوده باشد قابل توجه است جدا از آن که هفته در شکل کنونی‌اش و به‌ویژه فراگیری‌اش در جهان شکلی مانوی دارد که آن هم برآمده از فرهنگ ایرانیان به‌شمار می‌رود و افزون بر این‌ها از آن‌جا که هنوز هم شکل آغازین چهارشنبه‌سوری در قالب آتش برپا کردنِ بر بام‌ها در جاهایی از ایران، از جمله در خراسان جنوبی، بازمانده است این که این جشن ریشه‌ای ایران باستانی دارد تقریباً مورد توافق همهٔ پژوهشگران است اما قطعاً طی رویدادهایی در دورهٔ میانه / اسلامی، احتمالاً قیام‌هایی چون ابومسلم، دگرگون شده‌است)
آیین‌ها[
آیین اصلی
 
یک یا دو روز پیش از آخرین چهارشنبهٔ سال، مردم برای گردآوری هیزم، بوته، خارشتر، برگ خرما (شهر خور)، علف هرز (گاوان) یا ساقهٔ برنج (گیلان) به بیرون می‌روند. در بعدازظهر، پیش از شروع چهارشنبه‌سوری، هیزم‌ها در حیاط خانه، یا خیابان یا میدان روستا یا شهر چیده می‌شوند. این هیزم‌ها در دسته‌هایی یک، سه، پنج یا هفت عددی (همیشه در عددی فرد) به فاصلهٔ چند متری از هم چیده می‌شوند. در غروب آفتاب یا اندکی پس از آن، هیزم‌ها آتش زده می‌شوند و مردان، زنان، و کودکان در حالی که «سرخی تو از من، زردی من از تو» می‌خوانند، از روی آن می‌پَرَند. اعتقاد بر این است که چنین کاری، آن‌ها را در طول سال بعد از بیماری و بدبختی مصون خواهد داشت. در برخی مکان‌ها (همچون نائین، انارک، خور، و ارومیه آتش‌ها بر روی پشت بام افروخته می‌شوند و یک کوزهٔ آب بروی آن ریخته می‌شود و خاکستر آن به درون خیابان انداخته می‌شود؛ در برخی دیگر از مکان‌ها، مراسم بر روی تپه انجام می‌شود)
هیچ‌کس نباید بر روی آتش بدمد؛ پس از آنکه همهٔ اهالی خانه از روی آتش پریدند، می‌بایست آتش را به حال خود رها کرد تا خاموش شود یا به‌وسیلهٔ آب (مثلاً در خور) آن را خاموش کرد. اگر مراسم در حیاط برگزار شد، خاکستر آتش می‌بایست توسط یکی از اعضای خانواده، معمولاً یک دختر نابالغ، برداشته‌شود. او خاکستر را با خاک‌انداز به چهارراهی که محل انباشت خاکسترهاست حمل می‌کند و به خانه بازمی‌گردد. هنگام رسیدن به خانه، او باید در بزند و پرسش و پاسخ‌های زیر ردوبدل شوند: «کیست؟» «منم». «از کجا می‌آیی؟» «از عروسی». «چه آورده‌ای؟» «سلامتی»
مراسمی مشابه با چهارشنبه‌سوری در نزد ارمنیان ایران با نام دِرندِز در ۱۴ فوریه برگزار می‌شود که شامل پریدن از روی آتش است.
آیین‌های اضافه
علاوه برافروختن آتش، آیین‌های مختلف دیگری نیز در بخش‌های گوناگون ایران در زمان این جشن انجام می‌شوند. برای نمونه، در تبریز، مردم به چهارشنبه‌بازار می‌روند که با چراغ و شمع، به‌طرز زیبایی چراغانی شده‌است. هر خانواده یک آینه، دانه‌های اسفند، و یک کوزه برای سال نو خریداری می‌کنند. در برخی از بخش‌های ایران در روز بعد از چهارشنبه‌سوری، خانه‌تکانی آغاز می‌شود. در شیراز، مردم آش رشته می‌پزند و برای خانه‌های همدیگر ارسال می‌کنندمهم‌ترین و مرسوم‌ترین آیین‌های مرتبط با چهارشنبه‌سوری چنین‌اند:

کوزه‌شکنی
نوشتار اصلیآیین کوزه‌شکستن
در بیش‌تر شهرهای ایران پس از پریدن از روی آتش، کوزه‌ها را می‌شکنند؛ این آیین احتمالاً ریشه در این عقیده دارد که شکستن کوزه باعث انتقال بدیُمنی اهالی خانه به درون کوزه‌ها می‌شود و شکستن آن‌ها باعث از بین رفتن بدیمنی می‌شود. تفاوت‌های جزئی در نوع شکستن کوزه در مناطق مختلف وجود دارد. در تهران یک یا چند سکه درون کوزهٔ جدید گذاشته می‌شود، و سپس از فراز بام به درون کوچهٔ پایین پرتاب می‌شود. تا اوایل دورهٔ پهلوی، بسیاری از تهرانی‌ها تمایل داشتند که به نقاره‌خانه بروند و همراه با نواختن نقاره در ساعتی مشخص، کوزه‌هایشان را به زمین پرتاب کنند. در خراسان، پیش از شکستن کوزه، مقداری زغال، نمک، و سکه در آن نهاده می‌شد و سپس هر عضو خانواده با گرداندن کوزه به دور سر خویش، هرگونه بدیمنی و حادثهٔ بد را به کوزه منتقل کرده و در نهایت آن را از فراز بام به کوچه می‌اندازند. در شرق و جنوب‌شرق ایران، معمولاً به‌جای کوزه‌های نو، کوزه‌های بدون استفاده را انتخاب می‌کنند. در اراک و آشتیان دانه‌های جو در کوزه گذاشته می‌شود
این سنت احتمالاً بر یک اصل بهداشتی نیز متکی بوده‌است، زیرا ایرانیان قدیم بر این باور بوده‌اند که ظروف سفالین را بیش از یکسال در خانه نباید نگاه داشت و چون سال به پایان خود نزدیک می‌شد و شب سوری می‌رسید، ظروف سفالین را که در خانه داشتند، می‌شکستند. دلین این کار اینست که ظروف سفالین چون لعاب ندارند، بزودی چرکین و آلوده می‌شوند و چون قابل شستن و پاک کردن نیستند یگانه چاره برای دفع زیان آن، شکستن آن است. از سوی دیگر تقاضا برای خرید کوزه‌های تازه بالا می‌گرفت و در آن صورت سبب رونق کار استادکاران کوزه‌گر خانه می‌گشت و از کسادی بازار و بیکاری آنان جلوگیری می‌گشت.
قاشق‌زنی
نوشتار اصلیقاشق‌زنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزدآیین قاشق‌زنی احتمالاً نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیز آخر سال به میان زندگان بازگشته و به شکل افرادی که رویشان پوشیده‌است به خانه بازماندگان سر می‌زنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیه‌ای می‌دهند در زند اوستا آمده‌است که پنج روز آخر سال تا روز پنجم فروردین اورمزد دوزخ را خالی می‌کند و ارواح رها می‌شوند. قاشق زنی استفادهٔ ارواح از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است.
فال‌گوشی و گره‌گشایی
یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرا می‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.[
آجیل مشکل‌گشا
در گذشته پس از پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانندتخمه هندوانه، تخمه کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخمه خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی‌مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیر شدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.
شال اندازی
آیین شال‌اندازی شال‌اندازی یکی دیگر از رسوم چهارشنبه سوری است که در بیشتر روستاها و شهرها رواج داشته و تاکنون نیز اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان و برخی نقاط دیگر حفظ کرده‌است. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین بلند درست می‌کردند و از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آن را از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه‌ها که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کثرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است و در برخی نقاط به نوعی خواستگاری غیرمستقیم بوده‌است در این مراسم پسری که قصد داشت با دختری ازدواج کند با این روش پاسخ از دختر می‌گرفتند.
 





 




گردآورنده؛ مسیحا اقتداریان
.چاپ مطلب
آیین چهارشنبه سوری سده باستان ایران
تعداد دفعات مشاهده شده : 439
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید