کد مطلب : 62617 / تاریخ ثبت : 1397/07/16 13:22

کودکانی که مشق درد می کنند

به رغم گذشت دو هفته از آغاز سال تحصیلی جدید، اما هستند کودکانی که دستان ظریف و کوچکشان به جای قلم در دست گرفتن و آموختن، در خیابان های پرازدحام و کارگاه های نمور، ترک می خورد و مشق درد می کنند

 تفسیر و پژوهش های خبری، اگرچه ماه مهر شروع سال تحصیلی برای کودکان و نوجوانان است اما همه کودکان شانس و فرصت بهره مندی از این حق طبیعی را ندارند. در اصطلاح به این کودکان، بازماندگان از تحصیل می گویند. کودکان بازمانده از تحصیل کودکانی هستند که به دلایلی متعدد از آغاز یا ادامه تحصیل باز می مانند.

کودکان کار و کودکان بی هویت دو گروه عمده از کودکانی هستند که شانس تحصیل را از دست می دهند. کودک کار به کودکی گفته می شود که مشغول کار و شغلی است که مخل سلامت جسمی، روحی، اخلاقی او و تحصیلش می شود. کودکان بی هویت هم کودکانی هستند که پدر و بعضأ مادرشان مشخص نیست و در نتیجه شناسنامه ندارند. از آنجایی که یکی از ملزومات آموزش در ایران ثبت هویت و داشتن شناسنامه است این کودکان نیز از این حق محروم می مانند.

**کودکانی که از تحصیل باز می مانند
«فاطمه قاسم زاده» رئیس هیئت مدیره شبکه یاری کودکان کار معتقد است: بچه هایی که از تحصیل باز می مانند چند گروه هستند؛ بچه های معلولی که معمولأ وضعیت اقتصادی مناسبی نیز ندارند. به همین دلیل آموزش آنان برای خانواده هایشان صرفه اقتصادی ندارد، یکسری هم بچه هایی هستند که بیشتر در مناطق حاشیه تهران به دلیل ازدواج زودهنگام در سنین 12 و 13 سال و حتی پایینتر ترک تحصیل می کنند و از ادامه تحصیل باز می مانند. عده ای کودکان بی هویت هستند که عمدتأ مهاجرند... البته تمامشان مهاجر نیستند و کودکان ایرانی بدون هویت هم داریم. یعنی کودکان ایرانی که ناشی از ازدواج های موقت و کوتاه مدت هستند و اینها هم هویت ندارند چرا که پدر مشخص نیست و رفته است. بچه بی هویت و بدون شناسنامه هم نمی تواند درس بخواند. بنابراین درصدی از این بچه ها هم از تحصیل باز می مانند. گروه آخر که عمده ترین است، بچه های کار هستند که در کارگاه های زیرزمینی و قالی بافی و کفاشی و... صبح و بعد از ظهر کار می کنند و نمی توانند به مدرسه بروند.

** سرنوشت تلخ کودکان بی هویت
«لیلا زلفی گل» فعال مدنی و عضو پویش «بدسرپرست؛ تنهاتر» در این رابطه به پژوهشگر ایرنا گفت: بچه هایی هستند که حاصل روابط نامشروعند که خیلی از اینها پدر و مادران کارتن خواب و معتاد دارند یا شرایط خانوادگی ندارند که دنبال گرفتن شناسنامه یا انجام دادن کاری برایشان باشد. بعضأ اینها یا یک کلونی تشکلیل می دهند و یک نفر، این بچه ها را پیدا می کند و استثمارشان کرده یا از آن ها سوءاستفاده می کند. این بچه ها بعد از این که به یک سنی حدود 8،9 سالگی و یا بیشتر می رسند و خودشان تصمیم می گیرند که به مدرسه بروند، چون شناسنامه ندارند جایی ثبت نامشان نمی کنند چرا که اولین چیزی که از او می خواهند شناسنامه و اسم پدر و مادر است و آن بچه چیزی ندارد. در اینجا اتفاق به مراتب بدتری می افتد. خیلی از این بچه ها به دلیل این شرایط می روند و خودشان را مهاجر جا می زنند و این خودش آسیب بزرگتری است چون بعد از این به چشم یک مهاجر به آنها نگاه می کنند. و به دلیل این که متأسفانه هنوز این مساله در مملکت ما جا نیفتاده که آن بچه مهاجری هم که دارد اینجا و در کنار بچه های ما زندگی می کند، حق زندگی و احترام و عزت نفس دارد، این بچه ها از بابت تحقیر و نگاه منفی جامعه به مهاجرین، باز هم آسیب می بینند. ما مجبوریم و باید به اینها مانند بچه های خودمان آموزش بدهیم و فرهنگ سازی کنیم ولی متاسفانه این چیزی است که نادیده گرفته می شود و اینها دست به دست هم می دهند تا یک آسیب، بزرگ بشود.

** نهادغیردولتی در کنار نهاد دولتی موفق است
زلفی گل ادامه می دهد: از حاشیه تهران، پاکدشت، اطراف کرج ، ملارد و حصارک و... زیاد پیغام می گیریم که چنین مشکلاتی وجود دارند و نیاز هست که کسی رسیدگی کند. اما ما به تنهایی چه کار می توانیم بکنیم. و ما اولین جایی را که مخاطب قرار می دهیم بهزیستی است. اما بهزیستی همیشه ترجیحش این است که اگر بچه ای که جایی مورد آسیب قرار گرفته بگردد در دور و اطراف آن بچه و ببیند چه کسی هست تا این بچه را به دست او بسپارد. در حالی که چنین بچه هایی کسی را ندارند. و بچه هایی هستند که بی پناه هستند بی کس و کار هستند و بچه ای که تحت این روابط به وجود آمده است کسی را ندارد.

قاسم زاده در جواب این سوال که مسوولیت کودکان بی سرپرست به عهده چه نهادی است می افزاید: بر اساس قانون اساسی و پیمان نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران امضا کرده است مسئولش دولت است که از طریق دولت به سازمان های تابعه اش واگذار می شود.

'مثلأ مشکلات بچه های بی هویت و بدون سرپرست و بچه های کار را به بهزیستی واگذار کرده است. بهزیستی بخشی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که متاسفانه وظیفه اش را به خوبی انجام نمی دهد . به هرحال چیزی به اسم مشارکت غیردولتی داریم و سازمانی های غیردولتی هم در این زمینه کمک می کنند اما به شرطی که آن نهاد اصلی که دولت است حداقل وظایفش را انجام بدهد و این سازمانها هم در کنار آن کمک کنند.'

زلفی گل نیز معتقد است: «بهزیستی از لحاظ کارایی، سازمانی ناکارآمدی هست و هنوز هم به رغم تصویب لایحه حمایت از حقوق کودک ما همچنان با این سازمان مشکل داریم. اولین چیزی که هست مساله آموزش رایگان است و فکر می کنم ماده 30 قانون باشد که می گوید آموزش و پرورش وظیفه اش هست که این بچه ها را رایگان تحت تعلیم خودش قرار دهد. اما چنین چیزی را نداریم. چون در هر منطقه ای و با هر وضعیتی وقتی بچه ای برای ثبت نام برود ناخودآگاه می بینم یک سری هزینه ها برای آن سرپرست در نظر می گیرند».

**لزوم بازنگری قانون به نفع کودکان بی هویت
قاسم زاده در پاسخ به سوال پژوهشگر ایرنا که آیا چاره ای برای این کودکان اندیشیده شده است، گفت: یک سال است که طرح تابعیت مادر و طرح هویت مادر در مجلس از طرفی برخی از نمایندگان چون دکتر شیران و سایرین مطرح شده است. چند تن از نمایندگان خوش فکری که واقعا می دانستند که کودک بدون هویت چه معنایی دارد طرحی دو قسمتی را ارائه کردند که یک قسمت آن تابعیت-مادر است که در مورد بچه های افغان و سایر کشورهاست. که اگر مادر وجود دارد به استناد وجود او تابعیت بدهند که هنوز تصویب نشده و تأسف آور است که تعداد زیادی از نمایندگان این را قبول نکرده اند هنوز و یک قسمت دیگر هم در مورد ایرانی ها و کسانی بود که مادرشان مشخص است و حاصل این ازدواج های موقت هستند. و خواستار بودند تا به استناد حضور مادر به آنها شناسنامه بدهیم که این بچه از زندگی و اعتبار و تحصیل باز نماند و هویت داشته باشد. اما متاسفانه نمایندگان حتی نپذیرفتند که این طرح به صحن علنی مجلس بیاید.

** لزوم دیده شدن و کمک به انجمن های غیردولتی
زلفی گل در توضیح هویت کمپین بدسرپرست تنهاتر به پژوهشگر ایرنا گفت: کمپین ما در راستای بچه های بدسرپرست، مشغول فعالیت است و هدف ما دقیقا فرهنگ سازی است و سازمان هایی مانند بهزیستی، آموزش و پرورش و صداو سیما را مخاطب خود قرار می دهیم. چون بحث ما این نیست که برویم و بگردیم تک تک بچه ها را پیدا کنیم و بیاوریم تحت پوشش قرار دهیم. مثلا ما سراغ بهزیستی می رویم و می گوییم شما برای این بچه ها چه کار می کنید و خاطرنشان می کنیم که مثلأ وظیفه تو این است. یا سراغ آموزش و پرورش می رویم که فرهنگ سازی کنیم که وظیفه شان آموزش بدون هزینه این بچه هاست. یا حتی صدا و سیمایی که وظیفه اش این است که این آموزش همگانی را در سطح جامعه انجام بدهد. که البته اینها درست عمل نمی کنند و ما همچنان این مشکل را با تک تک اینها داریم.
ایرنا
.چاپ مطلب
کودکان کار مشق درد
تعداد دفعات مشاهده شده : 55
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید