کد مطلب : 59743 / تاریخ ثبت : 1397/01/19 09:19

از خشکسالی اقلیمی و افزایش مصرف آب در کشور؛

بی آبی امان ایران را می برد

شرایط موجود به خوبی ضرورت توجه به مدیریت بهینه منابع آب، جلوگیری از اتلاف آن و پرهیز از مصرف بی رویه آب های موجود را گوشزد می کند؛ وضعیتی که اگر جدی گرفته نشود و در سال های آینده نیز استمرار یابد به فاصله کوتاهی امان را از میلیون ها ایرانی خواهد گرفت و بخش وسیعی از کشور را غیر قابل سکونت خواهد کرد

 درحالی که منابع آبی ایران هرسال کمتر می‌شود، خشکسالی اقلیمی و افزایش مصرف آب در سال‌های اخیر و احتمالا پیش‌رو، روند خشک شدن سرزمین را تشدید می‌کند.
 
پاییز و زمستان رفت، میزان بارش فلات مرکزی کشور به نصف هم نرسید! مدتی است که سخن گفتن در مورد شرایط بسیار بحرانی منابع آب و نیز کاهش چشمگیر بارش ها در اکثر نقاط جغرافیایی کشور فراگیر شده و کم تر کسی را می توان یافت که به این خطر بزرگ واقف نباشد؛ خطری که مراجعه به آمار دقیق بارش در حوضه های آبریز آن را ملموس تر و نگرانی ها را از آنچیزی که فکرش را می کنید بیشتر می کند.
 
بررسی پیشینه خشکسالی در سال 96
پاییز و زمستان سال 96 به عنوان دوران طلایی بارش در سال آبی جاری تمام شد و بارش های موثر چندانی برای تأمین نیازهای حیاتی کشور در بخش های کشاورزی، صنعت و شرب رخ نداد. این مهم سبب خواهد شد که مردم و مسئولان ناگزیر به سمت بهره برداری بیشتر از منابع آبی گذشته باشند تا در صورت تکرار چنین رخدادی در آینده مشکلات کشور در این حوزه چندین برابر شود.
اگرچه شرایط اکثر حوضه های آبریز کشور در سال آبی جاری و پاییز و زمستان گذشته همانند هم بود و بارش های ناچیز در اکثر نقاط کشور رخ داد، اما این مهم در مورد حوضه های آبریز موجود در فلات مرکزی کشور وحشتناک تر بود و حکایت از روزهای سخت این بخش از جغرافیای ایران در آینده دارد.
 
در فلات مرکزی کشور که حوضه های آبریزی چونه دریاچه نمک، گاوخونی، بختگان، کویر ابرقو، جازموریان، کویر لوت، کویر مرکزی، کویر سیاهکوه و کویر درانجیر قرار دارند، در مجموع متوسط بارندگی در سال آبی جاری و تاکنون 50 میلی متر بوده است که به نسبت سال گذشته کاهش 65 درصدی و نیز به نسبت متوسط بلند مدت کاهش 62 درصدی بارش ها را نشان می دهد.
 
از آنجا که فلات مرکزی کشور بخش وسیعی از موقعیت جغرافیایی ایران را در بر می گیرد، اتکا به آمارهای کلی قطعاً گویای بسیاری از حقایق نیست و در این رابطه با بررسی های جزئی تر می توان به اطلاعات نگران کننده بیشتری دست یافت.
 
برای مثال حوضه آبریز دریاچه نمک که تقریباً محدوده جغرافیایی استان قم و حاشیه های آن را در بر می گیرد، تا کنون و در سال آبی جاری 130 میلی متر بارندگی داشته است که این رقم نسبت به سال گذشته کاهش 119 میلی متری و نسبت به میانگین بلند مدت کاهش 103 میلی متری بارش را نشان می دهد.
 
حوضه آبریز گاوخوی یا زاینده رود که بخش های وسیعی از جغرافیای آن منطبق با استان اصفهان است، در ماه های گذشته آبستن نا آرامی های اجتماعی و اعتراضات مردمی فراوانی نیز با همین محور بوده است، در سال آبی جاری و تا کنون تنها 66 میلی متر بارندگی را تجربه کرده است که این رقم به نسبت سال گذشته 119 میلی متر و به نسبت میانگین بلند مدت 145 میلی متر کاهش را نشان می دهد.
 
حوضه آبریز بختگان و مهارلو که بخش وسیعی از آن منطبق با استان فارس است و در این منطقه کمبود آب زمینه خشک شدن بسیاری از مزارع کشاورزی و نابودی محیط زیست را سبب شده نیز در سال آبی جاری و تا کنون تنها 102 میلی متر بارندگی رخ داده است که این رقم به نسبت سال گذشته 291 میلی متر کاهش و به نسبت میانگین بلند مدت 267 میلی متر کاهش داشته است.
 
حوضه آبریز کویر ابرقو که از نظر جغرافیایی منطبق با بخش وسیعی از استان یزد است، در سال آبی جاری و تا کنون تنها 72 میلی متر بارندگی را تجربه کرده است که این رقم به نسبت سال گذشته 293 میلی متر کاهش را نشان می دهد. چرا که در این حوضه در سال گذشته 365 میلی متر بارندگی داشتیم.
 
وضعیت بارندگی در حوضه آبریز جازموریان که بخش های جنوبی استان کرمان و نیز غربی استان سیستان و بلوچستان را شامل می شود، به دلیل حجم بسیار اندک بارش در سال جاری شاید از همه حوضه های دیگر بدتر باشد. در این حوضه و در سال جاری تا کنون 22 میلی متر بارندگی رخ داده است که این رقم به نسبت سال گذشته 142 میلی متر کاهش دارد؛ حوضه آبریزی که میانگین بلند مدت بارش در آن 117 میلی متر است.
 
حوضه آبریز کویر لوت نیز که در شرق ایران قرار گرفته و منطبق با استان هایی چون کرمان، خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان است در سال آبی جاری شرایط امیدوار کننده ای نداشت و در سال آبی جاری و تاکنون در این حوزه تنها 29 میلی متر بارندگی رخ داده است. این رقم کاهش 40 میلی متری بارش را به نسبت سال گذشته و 64 میلی متری بارش را به نسبت میانگین بلند مدت در این حوزه نشان می دهد.
 
حوضه آبریز کویر مرکزی نیز که یکی از وسیع ترین حوضه های آبریز کشور را تشکیل می دهد و از بخش های جنوبی رشته کوه های البرز تا شمال استان سیستان و بلوچستان را شامل می شود و بخش هایی از استان هایی چون تهران، اصفهان، یزد، کرمان، خراسان رضوی و جنوبی و سمنان را در بر می گیرد در سال آبی جاری و تا کنون 54 میلی متر بارندگی داشته است که این رقم به نسبت سال گذشته 46 میلی متر کاهش را نشان می دهد. میانگین بلند مدت بارش در این بخش 107 میلی متر است.
وضعیت بارش در حوضه آبریز کویر سیاهکوه که منطبق با استان های یزد و اصفهان است و نیز کویر درانجیر در شرق استان یزد نیز در سال آبی جاری اصلاً تعریفی نیست و در این بخش های کشور نیز تقریباً 20 میلی متر بارندگی وجود داشت که به ترتیب نسبت به سال گذشته کاهش 20 میلی متری و نیز 63 میلی متری را نشان می دهد.
 
پاییز و زمستان رفت، میزان بارش کشور به نصف هم نرسید!
 
شرایطی که به آن اشاره شد، به خوبی گویای کاهش شدید بارش ها در سال آبی جاری کشور هست و با توجه به پایان فصل زمستان و آغاز دوره گرما نباید امید چندانی برای جبران میزان بارش ها داشت.
به ویژه اینکه حتی اگر باش قابل ذکری وجود داشته باشد، به دلیل گرمای هوا عمدتاً به شکل سیلاب و آب های سطحی از دسترش کشاورزان و صنایع خارج خواهد شد و چه بسا خسارت هایی را نیز به مزارع کشاورزی و خانه های مسکونی وارد کند.شرایط موجود به خوبی ضرورت توجه به مدیریت بهینه منابع آب، جلوگیری از تلاف آن و پرهیز از مصرف بی رویه آب های موجود را گوشزد می کند؛ وضعیتی که اگر جدی گرفته نشود و در سال های آینده نیز استمرار یابد به فاصله کوتاهی امان را از میلیون ها ایرانی خواهد گرفت و بخش وسیعی از کشور را غیر قابل سکونت خواهد کرد.
 
 نوروز 97 با بی بارانی آغاز شد
سال ۹۶ با بی‌مهری فراوان آسمان نسبت به ایران به پایان رسید و البته ۹۷هم با بی‌مهری ادامه دار، شروع شد؛ نوروز خشک ۹۷، بی‌سابقه بوده است. با این‌حال به نظر می‌رسد باید با این خشکسالی ظاهرا نهادینه‌شده ساخت و شیوه‌ تازه‌ای از زندگی را در سرزمین ایران پیش گرفت. شیوه‌ای که صرفه‌جویانه‌تر از همه عادت‌هایی است که در ۵۰-۶۰ سال گذشته آموخته‌ایم و سبک زندگی بر اساسش پذیرفته‌ایم. شاید اگر راضی به تغییر سبک زندگی نشویم، درگیری‌هایی که در زمستان ۹۶ از سوی مردم ورزنه اصفهان دیدیم، در سال ۹۷ بیشتر تکرار شود. 
 
50 سال دیگر آب نداریم!
 
 پرویز کردوانی پدر علم کویرشناسی ایران، درباره خشکسالی پیش رو می گوید:« بیچاره کسی که ۵۰ سال دیگر به دنیا بیاید، تا آن زمان دیگر نه آب سطحی داریم، نه آب زیرزمینی. البته این اتفاق شاید زودتر هم بیافتد.چراکه در حوزه آب زیرزمینی حداقل فاصله ۲ چاه باید ۱ کیلومتر باشد، اگر در یک لیوان به‌جای یک نی، ۳ نی قرار دهیم آب بیشتری نمی‌گیریم فقط زودتر آن منبع آب را از بین می‌بریم. وزارت نیرو هم که دارد می‌گوید چاه بزنید، اتفاقی که باعث شده دشت تهران هم ۳۶ سانتی‌متر نشست پیدا کند.بعد از آن هم دیگر آبی نیست، اگر هم باشد آب آلوده است.» این فعال محیط زیست درباره جمع آوری آب های سطحی نیز می گوید:« وضعیت این  موضوع خیلی بدتر است. مثلا همه می‌گویند سد کرج پر از آب است، اما ۶۰ سانتی‌متر از این سد گل است و همین دلیلی است که برخی می‌گویند آمریکا همه سدها را خراب کرد. البته سد را خراب نمی‌کنند فقط جلوی سدسازی را می‌گیرند.سدها نیاز به مدیریت دارند، برای مثال ۵ سال پیش سد تهران پر شد و در شهر سیل آمد. این اتفاق افتاد چون ما باید چند سانتی‌متر از سد را خالی می‌گذاشتیم. دومین موضوع این است که سدها هم مثل چاه‌ها عمر دارند، سدها وقتی پر از گل می‌شوند می‌میرند.پس اگر بارندگی زیاد باشد هم سدهای ما نمی‌تواند پر شود، همین امسال هم بعد از بارندگی سد ورامین و کرج را باز کردند چراکه دیدند سد پر شده است.»
 
بحران آب، هرروز بدتر از قبل است 
 
از دیگر سو، اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست و مشاور اسبق رییس سازمان محیط زیست درباره بحران کم آبی ایران می گوید:« بحران آب ایران هر روز بدتر از قبل می‌شود و ما هر روز بیش‌تر در آن غرق می‌شویم. این موضوع بسیار جدی است که منابع آبی ایران تغییری نکرده اما جمعیت کشور دو برابر شده است و ما کماکان بیش از کشورهای اروپایی مثل آلمان که سرانه مصرف آب برای هر نفر 280 لیتر در سال است و از سویی دیگر مصرف سرانه آب در ابران برای هر نفر نزدیک به دو برابر این عدد است. این در حالی است که ایران روی کمربند خشک و نیمه‌خشک قرار دارد. این موضوع به این معنی است که سرانه آبی که به هر نفر در ایران می‌رسد کمتر از یک‌سوم سرانه مصرف جهانی آب است.» او تاکید می کند:« واقعیت این است که خشکسالی بر کشور سایه انداخته است و باید به این موضوع بیش از پیش توجه شود.» اسماعیل کهرم در این خصوص می‌گوید: « اصل مطلب این است که دولت یک راه بیشتر ندارد و آن هم این است که در آب کشاورزی صرفه‌جویی کند. ما در سال 420 میلیارد متر مکعب آب دریافت می‌کنیم که رقم بدی نیست. در تمام این منطقه، یعنی در کشورهای عراق، افغانستان، پاکستان و حتی ترکمنستان و آذربایجان چنین مقدار دریافتی خوب است. از این مقدار حدود 120 میلیارد متر مکعب به دست انسان می‌رسد و بقیه در کویر و دریا می‌ریزد. از این 120 میلیارد هم 30 میلیارد مترمکعب تبخیر می‌شود. یعنی دارایی ما از آب 90 میلیارد متر مکعب است. حال از این 90 میلیارد، بیش از 91 درصدش صرف کشاورزی، 5 درصد صنعت و سه چهار درصد هم آب شرب می‌شود. پس باید در کشاورزی صرفه‌جویی کنیم. چه کسی باید صرفه‌جویی کند؟ زارع که پول ندارد. پس دولت باید این کار را کند. یعنی به زارع پول و وام دهد که آبیاری‌اش را قطره‌ای، بارانی یا مه‌پاش کند. هزینه هکتاری 12 میلیون تومان پول لوله‌کشی و آبیاری قطره‌ای دردی را دوا نمی‌کند. کما اینکه در ابتدای دولت یازدهم آقای روحانی گفت برای احیای دریاچه ارومیه باید زمین‌های آنجا را که حدود 750 هزار هکتار زمین کشاورزی است، از طریق آبیاری قطره‌ای آب دهیم و آب باقی‌مانده را به دریاچه ارومیه جاری کنیم.»

شروع آنلاین
.چاپ مطلب
بی آبی ایران
تعداد دفعات مشاهده شده : 46
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید