کد مطلب : 59636 / تاریخ ثبت : 1396/12/28 11:25

ایران در سالی که گذشت؛

در میانه‌ی گسست هنجاری!

در حالی‌که جامعه همچنان پابه‌پای تحولات جهانی در زمینه‌ی ابزارهای ارتباطی و تغییرات سبک زندگی پیش می‌رود، نظام سیاسی نتوانسته انعطاف لازم در خود برای همراهی با جامعه را ایجاد کند...

ایران در سال ۹۶ اگرچه روزهایی پرامید را آغاز کرد ولی در ادامه با هجوم سهمگین ناامیدی مواجه شد! مجموعه‌ای از حوادث طبیعی و انسانی دست به دست هم داد تا کشور از منظر ذهنی همچنان تکرار ملال‌آور سال‌های پیشین باشد! اما شاید بتوان نقطه‌عطف و متفاوت این سال را تلفیقی میان یک بهار پرامید با زمستانی یأس‌آور نام نهاد! آمیزشی که می‌تواند ناسازواره‌گی جامعه‌ی ایرانی را هرچه بیشتر آشکار سازد!

هم اکنون مجموعه‌ی شگفتی از تناقض‌ها، چندگانگی‌ها، ناهماهنگی‌ها و موازی‌کاری‌ها موجبات نوعی ناپایداری دائمی را در کشور فراهم آورده‌اند. امری که اگر در کنار بی‌ثباتی ساختاری خاورمیانه‌ی پرآشوب قرار گیرد، می‌تواند چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای را فراروی ما ترسیم نماید! در ادامه می‌کوشم که ایران ۹۶ را از منظر سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصادی و اجتماعی مورد تحلیل قرار دهم:

سیاست خارجی:
سال ۹۶ برای ایران سالی توام با افزایش ریسک در روابط خارجی بود! پیش‌بینی‌ناپذیری مواضع ترامپ، بهره‌گیری ایران از مواهب برجام را به حداقل کاهش داد و بهبود روابط با جهان را برای کشور در وضعیت تعلیق نگه‌داشت! مثلث امریکا، اسراییل و عربستان کوشیدند تا ناامنی را به درون ایران منتقل کنند (حمله‌ی اعضای داعش به مجلس اوج چنین تحرکاتی بود) و اروپا و چین کوشیدند تا در میانه‌ی نزاع تاریخی ایران و امریکا، نزدیکی به دومی را برگزینند.

از سوی دیگر توفیق‌های ایران در سیاست خارجی هم قابل توجه بود. داعش با شکست جدی در عراق و سوریه مواجه شد، طرح پرحاشیه‌ی استقلال اقلیم کردستان که پای اسراییل را به مرزهای ایران می‌کشاند، با حضور نظامی عراق در این اقلیم ناکام ماند و عراق پس از داعش، دوران امنیت و ثبات بیشتری را تجربه کرد!

مهمترین نکته در سیاست خارجی عبارت از نقش منفی این سیاست بر عرصه‌ی اقتصاد است. برای کشوری که با رشد فزاینده‌ی بیکاری مواجه است، سیاست خارجی باید بسترسازیِ ثبات و رونق در عرصه‌ی داخلی باشد. به نظر می‌رسد در این شرایط مثلث امریکا، اسراییل و عربستان توانسته‌اند با تاکید بر حضور فراگیر ایران در منطقه، این نقطه‌قوت را همزمان به پاشنه‌آشیل ایران تبدیل سازند.

در حقیقت ایران در کش و قوس دفع فتنه‌ها و دام‌های خارجی گرفتار شده و تمام توانش مصروف بی‌اثر کردن توطئه‌های پیاپی منطقه‌ای و جهانی شده است. به‌نظر می‌رسد اگر در آینده‌ی نزدیک ایران نتواند به راهبردی جهت قرار گرفتن سیاست خارجی در خدمت اقتصاد کشور نائل آید، چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای پیش روی ما خواهد بود!

سیاست داخلی:
برای سیاست ایران در سال ۹۶ اگر بتوان یک نقطه‌عطف ذکر کرد همانا باید به وقوع اعتراضات و ناآرامی‌های دی‌ماه اشاره کرد. رویدادهایی که در کوتاه‌ترین زمان ممکن سراسر کشور را درنوردید و به فراگیرترین اعتراض چهاردهه‌ی گذشته تبدیل شد.

این رویداد بیش از هر چیز توانست بر وضعیت بحرانی ایران صحه گذاشته و همگان را به شنیدن صدای بخش‌های عمدتاً حاشیه‌ای جامعه‌ی ایران فراخواند! در سال ۹۶ کماکان مسائل و بحران‌های کشور ادامه یافت و ابرچالش‌هایی همچون وضعیت اسفناک آب، بیکاری، آلودگی هوا، نظام بانکی، صندوق‌های بازنشستگی و محیط‌زیست سایه‌ی سهمگین خود را بر سر جامعه بیشتر پهن کردند.

هم اکنون کاملاً روشن است که گذار مطمئن ایران از بطن بحران‌های ذکر شده بیش از همه مستلزم اتخاذ مجموعه‌ای از تصمیم‌های  دشوار در سطح ملی است. اما آنچه همواره چنین اقداماتی را با تأخیر مواجه ساخته است همانا عبارت از فقدان یک گفتگوی ملی در میان جناح‌های موجود و به‌تبع آن، عدم شکل‌گیری نوعی اجماع حداقلی در سطوح فوقانی ساختار سیاسی کشور می‌باشد. در حالی‌که تمامی شواهد از تداوم ناشنوایی سیستماتیک حکومت در قبال مطالبات و درخواست‌های جامعه حکایت دارد، پررنگ شدن برخی حاشیه‌ها ازجمله رویداد رقص دختران در برج میلاد، از فقدان راهبردی مؤثر برای برون‌رفت کشور از بحران‌های جاری خبر می‌دهند.

به نظر می‌رسد شرایط کنونی مسؤولیت بیشتری را متوجه اصلاح‌طلبان و کلیت نیروهای تحول‌خواه ساخته است که بتوانند با ارائه‌ی تحلیل‌های راهبردی، ترسیم افق‌های امیدآفرین و عرضه‌ی راهکارهای اجرایی، از غلتیدن کشور به پرتگاه بی‌بازگشت ناامیدی همگانی از اصلاحات مسالمت‌آمیز جلوگیری نمایند!

اقتصاد:
در سال ۹۶ همچون سال‌های پیشین، اقتصاد گروگان سیاست خارجی و داخلی بود. پیش‌بینی‌ناپذیری مواضع ترامپ بر ناامنی فضای سرمایه‌گذاری خارجی کشور افزود و بالاگرفتن مناقشات سیاسی در داخل، موجب افزایش غیرمنتظره‌ی میزان نقدینگی و کاهش ظرفیت‌های تولید کشور شد. در چنین فضایی، دولت همچنان با تأکید بر بودجه‌ی انقباضی کوشید تا به قیمت تداوم رکود همچنان سیاست تثبیت تورم را ادامه دهد.

سال ۹۶ همچنین سال خاتمه دادن دولت به پرونده‌ی مؤسسات مالی غیرمجاز بود. اقدامی اصلاحی که نارضایتی‌های زیادی را در جامعه برانگیخت ولی نتوانست اقناعی عمومی را بر سر درست بودن آن ایجاد کند. از سوی دیگر، در سال ۹۶ شاهد تکرار یک تجربه‌ی شکست‌خورده بودیم. سودهای بانکی به امید هدایت نقدینگی کشور به سمت تولید و بورس به‌صورت دستوری کاهش یافت ولی به‌جای رونق بازار سهام و در دوران رکود بازار مسکن مانند ادوار گذشته به‌سوی انباشت طلا و ارز سرازیر شد.

همین امر موجبات جهش ناگهانی ارز و رسیدن آن به رقم بی‌سابقه‌ی پنج هزار تومان را در پی داشت. در ادامه، بانک مرکزی با عقب‌نشینی آشکار از موضع قبلی خود حکم به افزایش سودهای بانکی برای جذب بخشی از نقدینگی سرگردان داد و نشان داد که ایرانیان در هیچ عرصه‌ای نه‌تنها از تجربیات گذشته‌ی خود عبرت نمی‌گیرند بلکه همچنان آنها را تکرار می‌کنند. در مجموع، سال ۹۶ برای اقتصاد ایران تحول جدید و قابل ذکری را در بر نداشت و کارها بر همان مدار سال‌های پیشین ادامه یافت!

جامعه:  
در سالی که گذشت، جامعه‌ی ایران نقاط ضعف و قوت خود را بیشتر آشکار کرد. از یک‌سو در انتخابات ۹۶ شاهد جلوه‌ای از تلاش ایرانیان برای تعقیب مطالبات خود از مسیرهای مسالمت‌آمیزی مانند انتخابات بودیم و از طرف دیگر در ماه‌های پایانی سال شاهد شکفتن رادیکالیسم در سپهر جامعه و سیاست ایران بودیم. اینکه چگونه جامعه‌ای می‌تواند در زمانی کوتاه راهی چنین بلند را بپیماید، مستلزم بررسی‌های جامعه‌شناختی است.

در مجموع، جامعه‌ی ایران از نوعی گسست هنجاری رنج می‌برد که بیش از همه ناشی از بحران در منابع ارزشی آن است! در حالی‌که جامعه همچنان پابه‌پای تحولات جهانی در زمینه‌ی ابزارهای ارتباطی و تغییرات سبک زندگی پیش می‌رود، نظام سیاسی نتوانسته انعطاف لازم در خود برای همراهی با جامعه را ایجاد کند.

اکنون به نظر می‌رسد که مجموعه‌ای از مسائل و بحران‌های حل‌نشده، جامعه‌ی ایرانی را دچار خستگی ذهنی و فرسایش تمدنی کرده است. در پایان سال ۹۶ همچنان جامعه با سقوط سرمایه‌ی اجتماعی و بحران اعتماد عمومی مواجه می‌باشد و بدتر از همه آنکه افق‌های خروج از وضعیت موجود هم بیش از پیش بسته و تیره به‌نظر می‌رسند! مجموعه‌ای از این عوامل، ورود جامعه به دوره‌ای از ناامیدی مزمن و عمیق را پدید آورده‌اند که خروج از آن بیش از گذشته مستلزم اخذ تصمیم‌های سخت سیاسی برای دمیدن روح امید در جامعه می‌باشد!

نکته‌ی پایانی:
ایران ۹۷ برای پایان دادن به چرخه‌ی معیوب ناکارآمدی، ناامیدی و توسعه‌نیافتگی بیش از همه نیازمند انجام اصلاحات ساختاری و بنیادین در ابعاد مختلف خود می‌باشد. گذار از "اقتصاد سیاست‌محور"، به "سیاست اقتصادمحور" می‌تواند ازجمله چرخش‌های ضروری در اصلاحات موردنظر باشد!

مهران صولتی، جامعه شناس
.چاپ مطلب
ایران درسالی که گذشت سال 96 اعتراضات اصلاحات ساختاری
تعداد دفعات مشاهده شده : 539
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید