کد مطلب : 58415 / تاریخ ثبت : 1396/10/19 11:39

واکاوی متغیرهای بحران آب

پیامدها و چالش های آب

نابودی و تخریب زیست بوم های آبی از مهمترین عواقب بحران آب در کشور است که بازگشت و احیا آن به سالیان متمادی نیاز داشته و شاید امکان پذیر نباشد.

آنچه در پی آمده است نگاهی دارد به وضعیت کاهش منابع آبی ، چالش های موجود در این زمینه و راهکارهای مقابله با این بحران که بخش اول آن را دیروز ملاحظه کردید و اینک بخش دوم را می خوانید:
 
تخریب زیست بوم های آبی:نابودی و تخریب زیست بوم های آبی از مهمترین عواقب بحران آب در کشور است که بازگشت و احیا آن به سالیان متمادی نیاز داشته و شاید امکان پذیر نباشد. زیست بوم های آبی مذکور شامل رودخانه ها، تالاب ها،مرداب ها، دریاچه ها و غیره بوده که نماد تعادل طبیعت از جنبه های مختلف بوده و نابودی آنها عواقب بسیارگسترده ای را به دنبال خواهد داشت. در سال های اخیر بیشتر از هر زمانی سخن از نابودی این زیست بوم هاشنیده می شود که در ادامه به برخی از مهمترین آنها و عواقب مترقبه اشاره می شود:
 
الف) خشک شدن دریاچه ارومیه: در ۱۵ سال اخیر تراز آب این دریاچه به زیر تراز اکولوژیک آن (حداقل تراز لازم که در آن زیست بوم دریاچه حفظ می شود) رسیده است. شرایط دریاچه ارومیه به حدی بحرانی شده است که در چند سال اخیر بسیاری از قسمت های آن روبه خشک شدن رفته است.
 
از بین رفتن ذخایر اکولوژیکی دریاچه، تحت تأثیر قرار گرفتن اقلیم منطقه و تشکیل توفان های گردوخاک ازبستر خشک دریاچه تنها بخشی از عواقب ملموس خشک شدن دریاچه ارومیه است.
 
علل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه در درجه اول استفاده بی رویه از منابع آب حوضه در بالادست است که حقابه طبیعی دریاچه را هم شامل می شود. این امر اصولاً به مدیریت غلط منابع آب در حوضه آبریز دریاچه ارومیه باز می گردد. در درجه دوم هم می توان به خشکسالی ها و تغییرات اقلیم اشاره کرد.
 
ب) خشک شدن تالاب های غرب و جنوب غرب کشور و ظهور توفان های گردوخاک: از مشکلات بسیار مهم که در حال حاضر گریبانگیر بخش هایی از غرب و جنوب غرب کشور شده است،ظهور توفان های گردوخاک با شدت و فراوانی زیاد است.
 
به طوری که غلظت ذرات معلق در هوای شهر اهواز در دوره ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۸ روندی صعودی داشته و غلظت آن به حدود ۹۰۰۰ میکروگرم بر مترمکعب هم می رسد که غلظت بسیار بالایی است. علت اصلی توفان های گردوخاک مذکور به خشک شدن برخی از تالاب های داخل کشور در منطقه غرب و جنوب غرب کشور (به عنوان مثال هورالعظیم) و همچنین برخی از تالاب های داخل کشورهای عراق و سوریه باز می گردد.
 
خشک شدن تالاب های مذکور عمدتاً در اثر کنترل های بالادست، برداشت های بی رویه، مدیریت ناصحیح منابع آب در حوضه های آبریز داخلی و خارجی (دجله و فرات)، خشکسالی ها و تغییرات اقلیم اتفاق می افتد.
 
دامنه اثر توفان های گردوخاک مذکور گاهی چنان افزایش می یابد که استان های مرکزی کشور را هم تحت الشعاع قرار می دهد.
 
ج) خشک شدن تالاب های شرق کشور و ظهور توفان های گردوخاک:مشابه غرب و جنوب غرب کشور، بخش های وسیعی از تالاب های هامون در شرق کشور هم به علت کاهش آورد رودخانه هیرمند که عمدتاً به دلیل کنترل آب این رودخانه در بالادست توسط کشور افغانستان اتفاق می افتد، خشک شده است.
 
در سالهای اخیر می توان گفت که تالاب های
هامون تقریباً به طورکامل از بین رفته است و تنها به دلیل نوسانات فصلی در بارندگی و به دنبال آن تغییرات موقتی در آوردرودخانه هیرمند ممکن است بخش اندکی از این تالاب ها در طول سال احیا شود.
 
از آشکارترین عواقب خشک شدن هامون ها می توان به تشکیل توفان های گردوخاک در شرق کشور، ایجاد تهدید برای منابع آب منطقه و مهاجرت ساکنین منطقه اشاره کرد.
 
د) خشک شدن رودخانه زاینده رود:یکی دیگر از جنبه های بحران آب در کشور خشک شدن رودخانه زاینده رود و تبعات وابسته به آن است. حوضه آبریز گاوخونی در بخش میانی فلات مرکزی ایران واقع شده است و رودخانه زاینده رودبه عنوان بزرگترین رودخانه در فلات مرکزی ایران در این حوضه قرار گرفته است. این رودخانه دارای نقش مهم و حیاتی در تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی منطقه مرکزی ایران است.
 
به طوری که تأمین آب شرب قریب به ۵ میلیون نفر از ساکنان این منطقه را در چهار استان اصفهان، چهارمحال وبختیاری،یزد و مرکزی و همچنین تأمین آب صنایع بزرگ ملی مانند کارخانه ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه،پالایشگاه اصفهان، پلی اکریل و صنایع وابسته به آن و ده ها مجتمع صنعتی دیگر به عهده این رودخانه است. این رودخانه همچنین تأمین آب کشاورزی دشت های بزرگی چون نکوآباد، برخوار، مهیار و رودشتین را در وسعتی بالغ بر ۲۰۰ هزار هکتار عهده دار است.
 
در سالهای اخیر با رشد جمعیت و تمرکز صنایع و رشد مصارف ناشی از آن از یک سو و انتقال آببه مراکز جمعیتی شهری و روستایی خارج از حوضه مانند کاشان، یزد، دلیجان، نطنز، نائین و غیره کمبود آب شدیدتر شده است. از طرفی خشکسالی به طور کل و طی سالهای اخیر در منطقه با شدت وفراوانی بیشتر سیستم منابع آب این منطقه را تحت تأثیر خود قرار داده است و از آنجا که مصارف آب در بخش های شرب و صنعت به ترتیب در اولویت هستند، کمبود آب در بخش کشاورزی حوضه گاوخونی بیشترین نمود را داشته است.
 
در سال های اخیر ورودی آب به زاینده رود در محل سد زاینده رود حدود ۵۰ درصد نسبت به متوسط بلندمدت کاهش داشته است و در حال حاضر این رودخانه در محل شهراصفهان در بیشتر مواقع سال به طور کامل خشک می شود. واضح است که با کاهش آب و خشک شدن این رودخانه، تهدیدات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی متعددی منطقه را تحت تأثیر قرار خواهدداد .
 
هـ ) آلودگی منابع آب: بیشتر مواقع که سخن از بحران آب به میان می آید، منظور ظهور بحران در مقدار یا کمیت آب است.این امر در حالی است که اهمیت بحران کیفیت آب کمتر از کمیت آن نیست.
 
این امر بدان معناست که استفاده از آب در بخش های مختلف مصرف (شرب، صنعت و کشاورزی)، تولید فاضلاب ها، پسابها وزه آب هایی را به دنبال خواهد داشت که خود تهدیدی برای کیفیت منابع آب از جنبه های مختلف به شمارمیرود. مصادیق آلودگی منابع آب متعدد بوده و از آلودگی رودخانه ها تا آلودگی آبهای زیرزمینی قابل بررسی هستند.
 
ورود پساب های مختلف به رودخانه ها بدون تصفیه آنها و رعایت استانداردهای زیست محیطی ( مانند رودخانه های کارون، کرخه، سفیدرود، کرج و لتیان) و همچنین آلودگی منابع آبزیرزمینی به فاضلاب های شهری و پساب های صنعتی (مانند منابع آب زیرزمینی شهر تهران) علاوه براینکه تأمین آب شرب شهرهای مربوطه را از نظر کیفی با مشکل مواجه خواهد ساخت، برای سایرمصارف به خصوص مصارف کشاورزی هم ایجاد مشکل خواهد کرد.
 
بهره وری پایین آب: یکی از مواردی که به ابعاد بحران آب در کشور دامن میزند، بهره وری پایین آب در بخش های مختلف مصرف است. با توجه به اینکه قسمت اعظم آب در کشور در بخش کشاورزی مصرف می شود، بهره وری پایین آب در این بخش نسبت به سایر بخش ها، چالش برانگیزتر است.
 
در حال حاضر میزان تولیدماده خشک به ازای هر مترمکعب آب در کشور برابر با ۰۷ ر ۱ کیلوگرم بر مترمکعب و متوسط جهانی این شاخص ۵ ر ۲ کیلوگرم بر مترمکعب است. بدین ترتیب شاخص مذکور درکشور نسبت به متوسط جهانی ۴۳ درصد است که حاکی از پایین بودن آن است.
 
راندمان آبیاری در کشور در دوره های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ ، ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴ به ترتیب برابر با ۷ ر ۲۹ درصد، ۱ ر ۳۶ درصدو ۸ ر ۴۳ درصد بوده است. اگر چه روند آن صعودی است، ولی با توجه به شرایط موجود آب کشور، وضع مطلوبی ندارد.
 
مقایسه راندمان آبیاری و بهره وری آب در ایران و کشورهای مختلف را نشان می دهد:راندمان آبیاری کشور در سال ۱۳۸۴ از کشورهای مشابه کمتر بوده است. شاخص بهره وری آب هم نشان می دهد: میزان تولیدناخالص داخلی به ازای هر مترمکعب آب (دلار بر مترمکعب) است که رقم آن در کشور در دوره های مختلف نسبت به متوسط جهانی به طور محسوسی کمتر است.
 
متأسفانه وضعیت بهره وری آب شرب در شبکه های توزیع هم مناسب نیست و اعداد وارقام برای شاخص آب به حساب نیامده، وضعیت مناسبی را تصویر نمی کند. به طور کلی می توان گفت که براساس اطلاعات سال ۱۳۹۳ متوسط درصد آب به حساب نیامده در کشور برابر با ۲۵ درصد (۱۴۱۰ میلیون مترمکعب در سال) است که از این مقدار ۴ر۱۳درصد(معادل ۷۵۶ میلیون مترمکعب درسال) مربوط به تلفات واقعی (فیزیکی)، ۹ر۹ درصد (معادل ۵۵۸ میلیون مترمکعب در سال) مربوط به تلفات ظاهری و ۷ر۱ درصد (معادل ۹۶ میلیون مترمکعب در سال) هم مربوط به مصارف مجاز بدون درآمد است .
 
قابل توجه است که با لحاظ استاندارد متوسط مصرف سرانه خانگی، مقادیر این شاخص ها بیانگر این امر است که مقدار آب به حساب نیامده به ازای هر مشترک در بسیاری از شهرها می تواند نیازهای بسیاری از خانوارها را برآورده کند. متوسط شاخص عملکرد زیرساخت در کشور برابر با ۶ است.
 
لازم به ذکر است که شاخص عملکرد زیرساخت بین ۵ تا ۸ فقط تحت شرایط وجود منابع آب بسیار زیاد،قابل اطمینان و به راحتی قابل استخراج و ملاحظات اقتصادی هزینه های پایین تأمین و تصفیه آب قابل توجیه است .
 
منازعات آبی محلی و منطقه ای:یکی دیگر از چالش های مهم مرتبط با بحران آب، منازعات و مناقشات آبی در مقیاس محلی و منطقه ایاست. جنبه مذکور با وقوع خشکسالی ها و تغییرات اقلیم در سال های پیش رو اهمیت بیشتری خواهدیافت. عدم پراکنش یکنواخت مکانی و زمانی بارندگی در کشور باعث شده است که دست اندرکاران بخش آب کشور در برنامه ریزی برای تأمین آب مناطق مختلف دچار مشکل باشند.
 
کمبود آب در شهرهای مهم و پرجمعیت کشور و وجود صنایع مهم در این شهرها، برنامه ریزان بخش آب کشور را به فکر تأمین آب این مناطق از مناطق دوردست و سایر حوضه های آبریز کشور انداخته است.
 
در سال های اخیر به دلایل ذکر شده راه حل انتقال آب بین حوضه ای بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. به دلیل تنش های عمدتاًاجتماعی ناشی از انتقال آب بین حوضه ای در نقاط مبدأ و مقصد انتقال، این نوع انتقال آب ها همیشه باچالش های اجتماعی همراه بوده است.
 
از بعد منطقه ای هم کمبود ذاتی آب در منطقه خاورمیانه به دلیل واقع شدن در قسمت خشک و نیمه خشک جهان از یک طرف و همچنین وقوع خشکسالی های پی درپی و تغییرات اقلیم از طرف دیگر،باعث شده است که کشورهای این منطقه و ازجمله ایران در تأمین منابع آب خود همواره دچار مشکلاتی باشند.
 
عدم تطابق مرزهای سیاسی کشورها با مرزهای حوضه های آبریز باعث اشتراک رودخانه های منطقه خاورمیانه بین کشورهای مختلف شده و همچنین باعث شده است که نسبت به بعضی از رودخانه های این منطقه بعضی از کشورها حالت بالادستی و برخی دیگر هم حالت پایین دستی پیدا کنند.
 
کنترل کشورهای بالادستی بر آب و قابلیت استفاده از آن به عنوان یک اهرم سیاسی، همواره بر روابط این کشورها اثرگذاربوده است.
 
به طور کلی کشور جمهوری اسلامی ایران از نظر موقعیت منابع آبی در مرزهای شرقی خود در موضع پایین دستی و در مرزهای غربی خود در موضع بالادستی قرار دارد. در منطقه غرب کشور به علت مشترک بودن رودخانه ها بین چند کشور، موضوع مذکور نسبت به شرق کشورپیچیدگی بیشتری دارد.
 
ازمصادیق بارز این موضوع می توان به اشتراک رودخانه های دجله و فرات بین کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و ایران اشاره کرد که در طول مسیر خود علاوه بر تأمین آب مناطق گسترده ای از این کشورها، تأمین کننده حقابه زیست محیطی زیست بوم های متعددی ازجمله تالاب های کشور عراق و ازجمله هورالعظیم در ایران است. بدیهی است که کنترل و تغییر رژیم این رودخانه ها در مناطق بالادستی، تأثیر گسترده ای از جنبه های مختلف بر کشورهای پایین دستی خواهدداشت.
 
لازم به ذکر است که کشور سوریه تقریباً به طور کامل به آب رودخانه فرات و کشور عراق به غیرازمقداری آب که از مرزهای غربی ایران وارد این کشور می شود، تا حد بسیار زیادی به آب رودخانه های دجله و فرات وابسته است.
در شرق کشور هم درباره منابع آب مرزی و مشترک با کشور افغانستان همواره چالش هایی وجود داشته و دارد و با توجه به پایین دستی واقع شدن ایران در این منطقه و نبود منابعآب جایگزین، هیدروپلیتیک کشور در این مناطق حائز اهمیت است.
 
لازم به ذکر است که هرگونه تغییر در منابع آب در بالادست، علاوه بر ایجاد ناپایداری های سیاسی و اجتماعی در منطقه، بر جمهوری اسلامی ایران هم اثرگذار خواهد بود.
 
در سال های اخیر به علت تحرکات کشورهای بالادستی و به خصوص ترکیه و افغانستان در مورد منابع آب منطقه و همچنین اثرات مستقیم و غیرمستقیم آن بر ایران، موضوع هیدروپلیتیک کشور اهمیتی بیش از پیش یافته است و به موضوعی چالش برانگیز تبدیل شده است.
ادامه دارد

اطلاعات
.چاپ مطلب
پیامدها چالش های آب
تعداد دفعات مشاهده شده : 66
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید