کد مطلب : 55815 / تاریخ ثبت : 1396/06/08 02:22

مصاحبه با دکتر مجیدی پرست درباره ی «طلاق»

طلاق؛ غول هزارسر

آموزش تنها راه جلوگیری و برون رفت از آسیب های اجتماعی است. امروزه عدم آگاهی صحیح و از سوی دیگر آگاهی ناقص که از طریق شبکه های اجتماعی ایجاد شده، زمینه ی شکل گیری فضایی از نادانی را (در عین اینکه افراد حس می¬کنند دانا هستند)، ایجاد کرده است

تقریباً اغلب کارشناسان در زمینه­ ی چند وجهی یا میان رشته­ ای بودن برخی از آسیب های اجتماعی مثل طلاق اذعان دارند؛ اذعان به اینکه طلاق ریشه در مسائل مختلفی دارد و از این مسیر، می تواند به موضوع کندوکاو خیلی از علوم تبدیل شود. در بحث علت یابی و شناسایی آسیب­های مربوط به آن نیز نهادها و سازمان های متعددی را درگیر می کند. علاوه بر این ها، تبعات و اثرات طلاق فقط یک زمینه از حیات اجتماعی یا خانوادگی را هدف قرار نمی دهد؛ این مسأله یک غول هزارسر است؛ اگر در برخورد با آن موازین علمی و اصولی رعایت نشود؛ چه بسا که عدم یا سوء مدیریت آن، زاویه های روشن زندگی اجتماعی را ببلعد.

کاهش آسیب های اجتماعی از جمله طلاق در برنامه ی ششم توسعه مطرح شده است؛ امّا روش های اداری و بوروکراتیک در اجرای این برنامه ها تاکنون راهی به دهی نبرده است. اغلب کارگروه های دولتی هم معمولاً گزارش های کلی و آمارهای متناقض ارائه می دهند؛ روشی که در برابر پیچیدگی و عمق برخی مسائل در کشور و حتی استان البرز، مستأصل مانده است.

در این زمینه، خبرنگار شبکه خبری البرز با دکتر مجیدی­پرست، کارشناس مددکاری اجتماعی و مدرس دانشگاه، به گفتگو پرداخته است که ذیلاً تقدیم می گردد.

****

- در برخی جلسات و کارگروه هایی که با موضوع آسیب­های اجتماعی اداره­ی برگزار می شود، چنین عنوان می شود که پدیده­ی طلاق در استان البرز ریشه در «بیماری‌های روانی، تفاوت‌های قومیتی و دخالت‌های خانواده‌ها» دارد. آیا در مقوله ی طلاق و نسبت یابی آن با مسائل اجتماعی دیگر، به همین سه مورد می توان کفایت کرد؟

مجیدی پرست- با توجه به پژوهش­های گسترده ای که در زمینه مفهوم طلاق انجام شده است؛ عوامل موثر در بروز پدیده طلاق را می توان به صورت زیر عنوان نمود:

1)     عوامل فرهنگی _ اجتماعی: این عوامل عبارتند از میزان تحصیلات زوجین، تفاوت سطوح فکری، انگیزه های ازدواج، نحوه آشنایی زوجین، شناخت ناکافی زوجین نسبت به یکدیگر، نظر مثبت خانواده ها نسبت به طلاق، دخالت خانواده های زوجین، برآورده نشدن نیازهای زوجین، اختلافات در زمینه های مختلف از جمله محل سکونت و شغل همسر، زندانی بودن همسر، اختلاف سنی زیاد زوجین و ...

2)     عوامل اقتصادی: بیکاری، پایین بودن درآمد، کاهش قدرت خرید، اخراج از کار، عدم رضایت از شغل همسر، عدم مدیریت امور مالی و ...
3)     عوامل روانشناختی: ویژگی های شخصیتی همچون درونگرایی و برونگرا بودن زوجین، خُلق        بی­ثبات، احساس تنفر و پایان عشق، وجود اختلالات روانی، بدبینی و شک مزمن، افسردگی، اضطراب، وسواس فکری و عملی و ...
4)     عوامل جنسی: انحرافات جنسی مرد، عدم تمکین زن، خیانت و بی وفایی، ازدواج مجدد، سردمزاجی، عقیم بودن یکی از زوجین، ضعف در عملکرد جنسی و ...

در بررسی پدیده های اجتماعی، با اشاره به یک عامل نمی توان به فهم و درک جامع و کاملی از مفهوم مورد انتظار رسید و حتی با پرسش از طرفین زوجین هرکدام تنها به یکی دو مورد از عوامل اشاره می کنند که همین موضوع شاید در ابتدا به دلیل عدم اعتماد زوجین به پرسشگر باشد که پاسخ هایی ارائه دهند که تبدیل به کلیشه شده است؛ پاسخ هایی همچون عدم تفاهم و .... از این روی، ارائه آمارهایی که به یکی دو عامل از موارد بالا اشاره کند، قطعاً دارای ایراداتی است که نیازمند انجام مطالعات کیفی و همراه با مصاحبه های عمیق از زوجینی که در آستانه طلاق و یا پس از وقوع طلاق می باشند، هستیم تا به درک درستی از این فضا برسیم.

- آسیب های اجتماعی مثل طلاق چگونه آمارپذریر می شوند، با توجه به اینکه چهره ی بخشی از مسأله در تاریکی است و به دلایل فرهنگی و تاریخی با روش های عددی و معمولی نمی توان پرده از آن برداشت، چگونه می شود به آمارهای ارائه شده اطمینان کرد؟

مجیدی پرست- در زمینه ارائه آمار و ارقام باید چنین گفت که اولاً ارائه آمار و ارقام امری بسیار مهم و حیاتی است. اما اینکه این آمار به چه شیوه ای احصاء شده اند، بسیار مهم تر است. به دست آوردن و ارائه آمار در مرحله اول بسیار مهم است؛ چرا که به ما نشان می دهد که در کجا قرار داریم و فضای موجود ما چگونه است و در صورتی که با همین سرعت به پیش رویم رویکردهای آینده پژوهانه به ما چه نشان می دهند.

بنابراین ارائه آمار و ارقام تنها یک نقطه آغازین برای مداخلات بعدی محسوب می­شود. البته در زمینه ی آمار و اعداد در حوزه طلاق ما یک آمار رسمی از سازمان ثبت احوال داریم که هر زوجی که طلاق خود را ثبت کرده باشد، در این بخش ثبت می شود و آمار تقریباً دقیق است؛ با وجود این، در زمینه ی طلاق­های عاطفی در خانواده­ها و یا عدم ارتباط زناشویی زوجین نمی توان آمار دقیق و کاملی ارائه نمود و بیشتر مواردی که ارائه می شود، در حد گمانه­زنی­ است.

- معمولاً آمارهایی که در جلسه های کارگروه ها درباره طلاق داده می شود، نسبت به ارگان ها و ادارات، مختلف است، مثلاً آمار طلاق و ازدواج در دادگستری استان البرز با ثبت احوال بسیار متفاوت است. آمار پایه و اساس تصمیم های کلان است، در صورتی که آمارها ناهمخوان باشد، اصلاً چطور می توان از جلسه و کارگروه خروجی ارائه داد؟

مجیدی پرست- یکی از مشکلاتی که در زمینه اجتماعی وجود دارد ادبیات متفاوت و واژه­شناسی (Terminology) مختلف است. برای فهم بهتر از این موضوع مثالی آورده می­شود، شما امروز از پنجاه شهروند یک واژه را بپرسید تا نظراتشان را بیان کنند. واژه فقر را از آن­ها پرسش کنید. با کمال شگفتی شاید تنها  چند پاسخ تقریباً مشابه پیدا کنید. این بدان معناست که این واژه نزد هر فرد با توجه به دیدگاه­ها، نظرات، بافت اجتماعی و روانشناختی که در آن رشد کرده است، متفاوت است. از این روی در ابتدای کارگروه و هر محفل اجتماعی، هر گروه و هر شخص حقیقی و حقوقی باید به واژه­های مورد نظر خود بپردازد و اگر در این بخش به یک وحدت رویه رسیده باشیم، می­توان به مراحل بعدی یعنی مداخله، درمان و پیگیری دست یافت. در این زمینه هم، باید آمارهای ارائه شده از یک بخش را مورد قبول قرار داد و سپس روی همان بخش به بررسی، طرح های اجرایی و مداخله پرداخت.
 
- در جریان آسیب یابی این مقولات معمولاً روی مقوله ی آموزش بسیار تأکید می شود، از همین رهگذر پای سازمانی مثل آموزش و پرورش هم به وسط می آید؛ حال سؤال این است آیا نظام آموزشی کشور با ویژگی ها و سیاستگذاری ها و ضعف هایی که دارد، می تواند جوابگوی معضل فرهنگیِ بیات شده ای چون طلاق باشد؟
 
مجیدی پرست- در زمینه ی آموزش باید چنین گفت که آموزش تنها راه جلوگیری و برون رفت از آسیب های اجتماعی است. امروزه عدم آگاهی صحیح و از سوی دیگر آگاهی ناقص که از طریق شبکه های اجتماعی ایجاد شده، زمینه ی شکل گیری فضایی از نادانی را (در عین اینکه افراد حس می­کنند دانا هستند)، ایجاد کرده است.

از سوی دیگر نظام آموزش و پرورش ما به چند دلیل قادر به آموزش در حوزه های اجتماعی و آسیب های آن نیستند. از این رهگذر ما نیازمند فضایی هستیم که آموزش و پرورش با تفاهم نامه با سازمان بهزیستی از مددکاران اجتماعی حرفه­ای و متخصص که در این حوزه در حال فعالیت هستند، دعوت کند تا در کنار مشاورین به بحث آموزش بپردازند. این آموزش باید در سه سطح انجام شود. در مرحله اول آموزگاران مورد آموزش در این حوزه قرار گیرند. چرا که هر آموزگار در طی سال با انبوهی از دانش آموزان سر وکار دارد که با هریک از آنها ارتباط نزدیکتری برقرار می کند. در مرحله دوم آموزش به خانواده ها باید در دستور کار قرار گیرد. در این بخش در صورتی که بحث هایی همچون فرزندپروری، مهارت های زندگی و ... به درستی به والدین آموزش داده شود، آسیب های اجتماعی از جمله فرار کودکان از منزل، بدرفتاری ها و ... کاهش چشمگیری خواهد یافت. در مرحله سوم خود دانش آموز است که اگر در برابر آسیب های اجتماعی واکیسنه شود، به راحتی به سمت آسیب های اجتماعی همچون اعتیاد، روابط جنسی و ... حرکت نمی کند. 
علی شهبازی
.چاپ مطلب
آسیبهای اجتماعی طلاق آمار غیردقیق راهکارها
تعداد دفعات مشاهده شده : 190
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید