کد مطلب : 53900 / تاریخ ثبت : 1396/02/31 11:55

احمدی‌نژاد هم بود، شکست می‌خورد

پیام اصلی این انتخابات گذر از پوپولیسم بود و نشان داد انتخابات سال ٩٦، یک اتفاق نبود. کشور یک چرخش تاریخی به سوی عقلانیت در انتخاب‌ها را تجربه می‌کند که پیام بسیار امیدبخش این انتخابات است...

این انتخابات بیش از آنکه باخت آقایان رئیسی و قالیباف باشد، باخت مدل انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد بود. هنر احمدی‌نژاد آن بود که موضوع انتخابات را از حوزه‌ی دموکراسی و مباحث مدرنیته یا سنت بیرون کشید و به بحث فقر و غنا وارد کرد و دوقطبی را در آن عرصه شکل داد.

انتخابات در دوره‌ی احمدی‌نژاد نشان داد او توانسته با وعده‌های توزیعی و بازتوزیعی، مردم را با خود همسو کند و انتخابات را ببرد. اصولگرایان در دام پیروزی احمدی‌نژاد افتادند؛ آنها تصور کردند چون احمدی‌نژاد توانست با آن وعده‌ها پیروز شود، آنها هم می‌توانند از همان طریق پیروز میدان باشند؛ اما نتیجه‌ی انتخابات نشان داد این استراتژی، نمی‌تواند استراتژی درستی باشد و جامعه‌ی ایران از چند مورد گذر کرده است.

دیگر یارانه موضوعی نیست که تعیین‌کننده‌ی قطعی انتخابات باشد. ‌ای‌کاش آقای احمدی‌نژاد ردصلاحیت نمی‌شد و این باخت اصلی را او تجربه می‌کرد. اکنون افزایش یارانه‌‌ی بیشتر نمی‌تواند جامعه را به سمت خاصی بکشاند.

به عقیده‌ی من، این مسئله نکته‌ی کلیدی این انتخابات بود؛ البته فکر می‌کنم ما نباید مغرور بر این پیروزی شویم و پیام‌های درستی را که از سوی منتقدان دولت در تبلیغات انتخاباتی و همین‌طور هواداران دولت مطرح شده بود، نادیده بگیریم.

از قدیم می‌گویند، دشمن، درس‌های خوبی برای هر فرد دارد. منتقد وقتی نقد می‌کند، از ‌آنجا‌که نقاط ضعف را مطرح می‌کند، می‌تواند به بهبود اوضاع کمک مهمی کند. یکی از نقاط ضعفی که مخالفان آقای روحانی روی آن دست گذاشته بودند، آن بود که ارزش یارانه‌ها به دلیل تورم، پایین آمده بود و این مسئله برای افراد فقیری که تحت‌پوشش نهادهای حمایتی قرار ندارند، وضعیت آسیب‌زایی را ایجاد کرده بود.

بنابراین در عین‌حال که یارانه عاملی نیست که بتواند نتیجه‌ی انتخابات را تعیین کند؛  باید این را هم یاد بگیریم که هدفمندی یارانه‌ها باید از سوی دولت دوازدهم، جدی گرفته شود و هرچه سریع‌تر یارانه‌ی دهک‌های برخوردار قطع شده و از دهک‌های ضعیف‌تر که تنها راه ارتزاق‌شان همین یارانه است، بیشتر حمایت شود.

دولت جدید باید یارانه‌ی فقرا را افزایش دهد؛ البته این به آن معنا نیست که دولت باید دست به افزایش یارانه‌ی کل افراد یارانه‌بگیر بزند، زیرا اصولاً بودجه‌ی دولت کفاف پرداخت این حجم از یارانه را نمی‌دهد. خوشبختانه دولت یازدهم، پایگاه اطلاعاتی لازم را در این زمینه فراهم کرده و اکنون می‌تواند دست به این عمل بزند.

دو سال پیش چنین امکانی برای دولت فراهم نبود؛ اما اکنون چنین بستری برای دولت دوازدهم فراهم است. نکته‌ی دیگری که دولت باید به آن توجه کند، به مسئله‌ی طرح‌های دولت برمی‌گردد که هرچند فراهم شده؛ اما هنوز اجرائی نشده است.

در تبلیغات مخالفان دولت، به‌خوبی روی بحث کارورزی و اشتغال جوانان دست گذاشته شده بود؛ درحالی‌که دولت در این راستا اقدام کرده بود. این امر نشان می‌دهد جامعه در زمینه‌ی اشتغال، مطالبه‌ی جدی دارد و باید هرچه زودتر دولت در این زمینه وارد عمل شود.

بالابودن سن کابینه هم از سوی منتقدان مطرح شده بود که آقای روحانی قول داده نسبت به نوگرایی و کاهش سن اعضای کابینه اقدام کند. این امری است که طرفداران آقای روحانی هم روی آن اتفاق‌نظر دارند.

خواست ملی دیگر که بین مردم و منتقدان دولت مشترک است، شفافیت و آزادی بیشتر اطلاعات و جلوگیری از فساد است که باید از سوی دولت جدی‌تر پیگیری شود. علاوه‌بر آنکه در ماجرای 96درصد و 4‌درصدی که از سوی آقای قالیباف به‌صورت کپی‌برداری شده از آقای احمدی‌نژاد مطرح شده بود که حتی اصل آن (احمدی‌نژاد) هم برای مردم زیر سؤال رفته، دیگر برای مردم جذابیتی ندارد، چه برسد به نسخه‌ی کپی‌شده، آن هم ناشیانه‌اش که دیگر مورد اعتماد مردم نبود!

درمجموع پیام اصلی این انتخابات گذر از پوپولیسم بود و نشان داد انتخابات سال ٩٦، یک اتفاق نبود. کشور یک چرخش تاریخی به سوی عقلانیت در انتخاب‌ها را تجربه می‌کند که پیام بسیار امیدبخش این انتخابات است.

علی سرزعیم، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
.چاپ مطلب
مطالبات دولت دوازدهم
تعداد دفعات مشاهده شده : 247
نظر شما
عکس کد
Show another codeکد جدید